بنیابنیا، تا این لحظه: 12 سال و 6 ماه و 13 روز سن داره

بنیا دختر بی همتای من

پایان 16 ماهگی و ........

از اتفاقات مهم این ماه این بود که خواهرم عقد کرد خاله ارغوان 27 بهمن عقد کرد یه مهمونی عقد کننون داشتیم کلی خندیدم رقصیدم خاله ارغوان هم کلی خوشمل شده بود خوشحال بود البته همه ما گریه کردیم لحظه عقد مادرجون هم سر عقد بودند تو هم با دوستت ستایش کلی بازی کردی کلی اذیت کردید منم یه عالمه کار داشتم نمی تونستم به تو برسم خانواده داماد جدید هم خیلی باحالن و خوب مهمونی دورهمی رفتیم خونه دوستامون خونه خاله ازین اینا رفیتم مهمونی ولنتاین و من و بابا رفتیم مهمونی همکارای من روزهای خوبی  مبل جدید خریدم هنوز وارد خونه نشده شما دکمشو کندیییییی  فعلا هم جا امن و امانهههههه  هم با هم خوب و دوست    شما واقا ارش و ما...
30 بهمن 1391

بله برون خاله ارغوان و داستانهای این ماههههه

بابا محمد رفت دبی و من و تو 4 روز تنها بودیم به بتول خانوم گفتم اومد و همه خونه عین دست و گل شد   چه فایده؟  تو این مدت خاله ها پیشم بودند و باهم شبها خوش بودیم و تو هم حسابی با خاله ها ت حال می کنی  بابا چون 4 شنبه ساعت 4 صبح رسید کلی تو این مدت دلمون براش تنگ شده بود منم صبح 7 صبح رفتم سر کار تو موندی که بابا تو رو اورد خونه عمه مهناز کلی بچه خوبی بودی با پسر عمه هات گلی خندیدی اما همه از 20 سال بزرگترنو...... کلی خندیدم برای عمه مرجان تو کانادا عکس فرستادیم ساعت 5 از خواب بلندت کردم تو اون بارون بردمت عکاسی سها که وقت گرفتم بودم خیلی خوب بود هم رفتارشون هم حرفهای تر از عکاسی زویا بود .بعد تو بارون برگشتم خونه ...
18 بهمن 1391

اومدن مادرجونم

مادرجونم اومده خونه ما و نوبت ماست ازش نگه داری کنیم دست خاله هام درد نکنه که تو این مدت طولانی اینقدر قشنک از مادرشون نگه داری کردن مادرچون الان یه پاشو قطع کردند به خاطر مشکل عروقی و بخاطر بیهوشی که گرفته خیلی ضعیف شده و حتی راه نمی تونه بره مامانم براشون لگن میزارن  وقتی در باز کردم برم دیدنش یه حس خاصی داشتم که می خواستم ببینمش نمی دونستم خودمو چه جوری نشون بدم و اون نفهمه من ناراحت هستم در اتاق باز کردم قلبم می زد اروم نگاش کردم چقدر تو این چند وقت پیر شده بوده بود چقدر سختی کشیده بود جقدر اتاق عمل رفته ..........تو نگاهش یه غم خاصی بود انگار روی چشمش یه هاله غم بود پریدم بغلش کردم دستاشو بوس کردم دستای که تا چندین سال پیش یه زن...
9 بهمن 1391
1